/ 10 نظر / 3 بازدید
صمد

ل غنچه زده برگل رخسار محمد(ص) جان گشته بلی ؛ بلبل گلزار محمد (ص) حاشا بتوانم که شدن سایه ی آن سرو یعنی بتوانم که شوم یار شوم یار محمد(ص) از چیست که غنچه دهن اش وا شده مانده آری که شده واله گفتار محمد (ص) این همه عالم و دانا که نوشتند نوشته جمله ای کو بتوان گفت سزاوار محمد(ص) عالم و آدم و ذرات جهان جمله همه دیده بیدار شداز نرگس بیدار محمد (ص) باری صلواتی بفرستم به جمال مه تابان روشن شده چون عالم از انوار محمد(ص) صمد از خلقت عالم نتوان گفت که چیست آفرینش همه سری ست از اسرار محمد(ص) میلاد فرخنده ی محمد مصطفی (ص) و جعفر صادق (ع) مبارک[گل][گل]

ستاره شهر

امشب سخن ازجان جهان بایدگفت / توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت در شـــــام ولادت دو قــطب عالم / تبریک به صــاحب الزمان (عج) باید گفت . . . ""ستاره شهر""

کمال فهیمی

با سلام و عرض ادب با آغاز دومین سال فعالیت وبلاک دکتر سولماز فهمی (فهیمی) شاعر، محقق، استاد دانشگاه و مولوی شناس اهل بیله سوار شما را به خواندن قسمت هایی از خاطرات و آثار ایشان روز های دوشنبه ی هر هفته به آدرسwww.solmazfahmi.blogfa.com دعوت می کنیم. شادباشید و موفق

کمال فهیمی

با سلام و عرض ادب با آغاز دومین سال فعالیت وبلاک زنده یاد دکتر سولماز فهمی (فهیمی) شاعر، محقق، استاد دانشگاه و مولوی شناس اهل بیله سوار مغان شما را به خواندن قسمت هایی از خاطرات و آثار ایشان روز های دوشنبه ی هر هفته به آدرسwww.solmazfahmi.blogfa.com دعوت می کنیم. حضور گرمتان موجب افتخار است و دلگرمی .

کارنامه ی ارکستر ساری تئل

سلام! با حمایت «استاد محترم حاج آقا بیت الله جعفری» و همکاری «مدیریت محترم سایت وزین پارسی بلاگـ»، «کارنامه ی ارکستر ساری تئل» بعد از تاخيري نسبتا طولاني مجددا" بروزرساني مي شود. منتظر پستهاي جديدمان در رابطه با «ارکستر ساري تئل» به سرپرستي «استاد ارجمند رضا افشار» باشيد. [گل][گل][گل]

ستاره شهر

روز ها یکی پس از دیگری سپری میشوند شاید بیشترین نشانه اش "گذشت عمرمان" باشد عمری که پر از فراز و نشیب ها بوده هنوز هم درحسرت روزهای "بچگی" مانده ام روز های "شادی روزهای بدون غم" شب های آرام و بدون اشک خواب های بدون درد سر زندگی ساده و بدون غصه کاش به زمانی برمیگشتم که تنها غمم شکستن نوک مدادم بود... [قلب] سلام ،فرشته مهربون , از اینکه دیر خدمتتون رسیدم پوزش میطلبم. بخاطر فصل امتحانات دانشگاه شدیدآمشغول بودم ،هرچند دلم براتون تنگ شده بود... بهروزی و کامیابی آرزوی من به شما[قلب][گل][گل]

ستاره شهر

یادش بخیر : اوج زمستون کوچه های برفی سردی زمین حس سرمای عجیب انگشتهای پا عجله برای رسیدن به خونه ولی گرمای خونه و مادری که بهار و زمستون نداشت … . باران یا برف … چه فرقی میکند ؟ تو که باشی ، هوا که هیچ ؛ زندگی خوب است … . زمستون و روزای برفیش واسم سرد نیستن تا وقتی که خاطرات گرمت همرامه … ....................ستاره شهر...................[گل][گل]

اوجاقی

سلام نویسنده گرامی....در تشکیل کانون نویسندگان استان"ساوالان"نیازمند همکاری و همراهی حضرتعالی هستیم

ستاره شهر

واقعیت : زندگی مثل پیانو است...دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی هاست...امــ ــا زمانی می توان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفیدو سیاه باهم به صدا در آیند.... پیروز باشید... [گل][قلب][گل]