تکراریهای نافرجام

امکانات حداقل رفاهــــــی در این روستاها و پراکندگی آنها مجبـــور به کوچ شده اند در این شهرک اسکان و تمامی امکانات لازم را بطور یکجا در آنجا پیاده نمایندلذا رهمین اساس در سال ۶۷ محدوده شهرک مشخص و تفکیک گردیدو حتی خیابان کشی و نقشه اولیه آن بطور کامل اجرا شد که این کار با توجه به نبود هرگونه ساخت و ساز جدیدو فرسوده بودن بافتهای روستایی مورد استقبال بی سابقه اهـــــالی روستاهای مربوطه وبالاخص مهاجرین از پیله رود قرار گرفت که علاقمند به بازگشت و آبادانی زادگاهشان بودندعلاوه بر تمایل شدید اهالی پیله رود مردم روستاهای اطراف نیز با شوق زیادی از مجــــــری طرح تقاضای واگذاری زمین در آن شهــــــرک را داشتند در حالیکه تعداد قطعات در نظر گرفته شده کفاف ۳۰٪ از تقاضای مربوط در همان دوره نخست اجرا را نمیداداما بعد از مدتی این طرح بعلت عدم تخصیص بودجه لازم و نبود حمایت از طرف بنیاد مسکن شهرستان اردبیل ،ابتدای کار بلاتکلیف رها و به بایگــــانی سپرده شد که آنروزها کارشکنی استان نقل محافل بود اما با توجه به تقاضاهای مکرر اهــــالی منطقه و پیگیری از مسئولین
که دیگر خودشان در مرکز استان واقع و از آذربایجان شـــــرقی مجزا بودند خبــــری از شهرک سازی نبود .قرار گرفتن ساختمان مـــرکز بهداشتی و درمانی بزرگ پیله رود که برپایه نقشه شهرک در مجاورت این طرح ساخته میشد و ساخت آن نیز با بــــــودجه ای کلان که حیف ومیل میشد و نظارتی بر آن نبود که سالیان بطول انجامید و بعـــــــد از افتتاح رنگین در همان سالهای آغازین کارش که میرفت تا بهتر تجهیز شود بعلت عـــــــدم پیشرفت کار شهرک که بهانه ای شد تا مهاجرت سرعت بیشتری بخود گیرد با این بهـــــــانه که مسئولین هیچوقت به این منطقه رسیدگی نخواهند کرد و شاید هم حق با آنها بود ،بــــــــــی مهری مسئولین بهداشت و درمان و بی توجهی   سلامت و درمان مــــــــــردم دور افتاده منطقه که ارزشی برایشان نداشت آن مرکز درمانی هم که دکتر عمومی ودانپزشکی در آن دایر و خـــــدمت رسانی میکرد تعطیل گردیده و ساختمان آن بدست فراموشی سپرده شد تا مخروبه شـــود ولی در وزارت بهداشت آمار بزرگی برای نشان خدمت در مناطق محروم بحساب آید بهر حال هرچه بود و اگر برای پیله رود و اطراف آب نداشت برای بقیه دست اندرکاران مـدتها نان داشت تا علاوه بر دست به قیچی و روبان شدن مدتها با فاکتورهای سنگین خرج کـــرد برای آن مرکز به کامشان باشد

 بعد از گذر دوره ای و آهنگ بازگشت مهاجرین باعث شد ساخت و ساز با متد و مقاوم سازی جدیدی در منطقه رونق گرفته و در هر روستایی تعداد کثیری خانه های ویلایـی با زیباییها و مناظری جالب ساخته شود و چهره روستاها را دگرگون ســـــــازد ،مسئله اینجاست که اگر شهرک مورد نظر در همان زمان به بهربرداری میرسید اینک جمعیتی بالغ بر هزار خانوار میبود و این خود زمینه ای بود بـــــرای شکوفایی و پیشرفت صنعتی
و کشاورزی منطقه که مردمان مستعدی دارد و علاوه بر آن تمامی امکانات رفاهی نیز در اسرع وقت و با کمترین هزینه در اختیار اهالی قرار میگرفت  اینک با گذشت ۲۵ سال  یکسالی است دوباره طــــرح مذکور با پیشنهاد فرماندار وقت نمین مبنی بر تجمیع روستاهای منطقه در همان نقطه در دستور کار قرار گرفته و برای
اجرا به بنیاد مسکن شهرستان نمین سپرده شده است با توجه به بلایای طبیعی که هرگز خبر نمیکند و وجود بافت های فرسوده فراوانی در آن روستاها امید است که این پرونده نافرجام سالهای پیشین با همه حکایات گذشته اش
که زمانهای طلایی و جبــــران ناپذیرش با نامدیریتی ها پـــــایمال شد اینبار به فرجام وسرانجام کار برسد تا مــــــدتی بعد شاهد خالی از سکنه بودنشان نباشیم و افسوس نخوریم هرچند که در این مدت هم خبری نیست و در آینده هم ...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

/ 9 نظر / 4 بازدید
حاج مسعود

سلام سولمازخانم امیدوارم روستاهای نمین آباد بشود .گزارشتان عالی بود ودرخواستتان منطقی....حانم عزیزچندوقت است نمیتونم باهاتون درتماس باشم نگو آدرست اشتباه درج شده است.امروزازوبلاگ آقای سهراب آدیگوزلی آدرستان را پیداکرده واصلاح نمودم.

یادبادیادایام جوانی وشیدایی(یوسفی)

ازاینکه بفکر تمامی مشکلات منطقه ای موردتاسینی.موفق باشی.راستی سری بما بزن.ودربوی دلدادگی داستان واقعی سولماز را بخوان.یه جورای همه ی سولمازها سرشاراز احساس وعاطفه هستند.

تورک اوغلو

سلاملار سایین باجیم امیدلیام بو گؤزل ایش لر دواملی اولا یاشا

پیله رود

فرزند کدخدای پیله رود درگذشت او که متولد 1302 بود در 18 اسفند 1391 به خاطر کسالت پیری درگذشت اون فرزند ارشد اسدالله اقازاده پیله رود بود اسدالله اقازاد ه پیله رود کد خدای روستای 12 پارچه پیله رود بود

بهونه

با سلام و خسته نباشید باز هم مثل همیشه عالی بود