محمد بهمن‌بیگی

س از پایان دورهٔ دبیرستان به دانشکدهٔ حقوق وارد شد و دورهٔ کارشناسی حقوق را در سال 1321 به پایان رساند. او قبل از شروع به همکاری با اصل چهار ترومن، با معرفی یکی از سران ایل قشقایی به آمریکا رفت و پس از مدت بسیار کوتاهی به وطن بازگشت. از آن‌جا که در شهر و در کارهای اداری دوام نیاورد پس از چندی به ایل بازگشت.

او در ادامه فعالیت‌های خود به سمت آموزش عشایر رو آورد، و چادر سیاه ویژهٔ آموزش خود را از سال 1331 بر پا کرد. به این شیوه، نخستین آموزگار عشایر ایرانی می‌توانست در هشت ماه از تابستان و زمستان به مردم ایلش درس بدهد و آن‌ها را به روزگار خویش آگاه‌تر سازد.

همچنان که تقاضا برای بر پا کردن مدرسه افزایش می‌یافت، "ابتدا وزارت آموزش و پرورش می‌پنداشت که جز در صورت اسکان ایلات، که امری ضروری ولی خیلی طولانی بود، تاسیس مدارس امکان‌پذیر نیست." بهمن‌بیگی به سفارش یک دوست، می دانست که:" آمریکایی‌ها می‌توانند به او کمک کنند. آن‌ها پیش از این کمک‌های زیادی برای اصلاح و برپایی مدرسه‌های روستایی پرداخته‌اند." در همان زمان یک برنامهٔ همکاری فنی و اقتصادی با عنوان اصل چهار در ایران آغاز شده بود. سفارش آن دوست باعث شد که بهمن‌بیگی به دیدار مدیرکل اصل چهار در استان فارس برود و توسط آقای گیگن روند کارها را سرعت بخشد.

بهمن‌بیگی توانست به کمک دوستانی که با او همراه شدند برنامه‌ای را با پنج اصل در زمستان 1332 به تصویب برساند که طی پیام رسمی به ریاست آموزش و پرورش استان فارس برای اجرا ابلاغ شد. بر پایهٔ برنامهٔ آموزش عشایر باید برای پایه‌های اول تا چهارم مدرسه‌های سیار و برای پایه‌های پنجم تا نهم مدرسه‌های شبانه‌روزی بر پا می‌شد. همچنین، باید یک مدرسهٔ تربیت معلم ویژهٔ عشایر برای جذب دانش‌آموزان با مدرک پایان کلاس نهم ساخته می‌شد و گروهی برای نظارت بر مدرسه‌های چادری نیز به وجود می‌آمد. با وجود این، تنها به بر پایی مدرسه‌های چادری و کار نظارت بسنده شد و 78 مدرسه در ایلات و عشایر بنیان‌گذاری شد. ادارهٔ این مدرسه‌ها با آقای بهمن‌بیگی و دو ناظر دیگر، بیژن بهادری کشکولی و نادر فرهنگ دره‌شویی، سپرده شد.

ازآن‌جا که در میان عشایر نتوانستند افراد باسوادی برای آموزش پیدا کند، آموزگاران دیپلمهٔ شهری را با وعدهٔ استخدام رسمی و فراهم کردن امکانات لازم برای آسایش آن‌ها به سوی ایل کشاندند. اما پس از یک سال روشن شد که این آموزگاران نمی‌توانند در میان عشایر زندگی کنند و به هنگام کوچ با آن‌ها همراه شوند. به بیان بهمن‌بیگی:"بچه شهری در ایل می‌ترسید و آب می‌شد و سگ زرد را شغال می‌دید." از این رو، چاره را در آن دید که از خود ایلیاتی‌ها داوطلب بگیرد و آن‌ها را آموزش بدهد و برای آموزگاری آماده سازد.

همه جور آدم داوطلب این کار شده بودند و بهمن‌بیگی همهٔ آن‌ها را امتحان می‌کرد که خط و حساب بدانند. سپس، آن‌ها را به کدخدا می‌سپرد و ماهی 90-80 تومان برایشان دستمزد تعیین می‌کرد. اما به دلیل سواد کم آن‌ها، همواره در کنارشان می‌ماند و آن‌ها را راهنمایی می‌کرد. در واقع او از همهٔ مدرسه‌های عشایری دور و نزدیک بازدید می‌کرد و مدرسه‌ای نبود که خودش تک تک دانش‌آموزانش را آزمایش نکرده باشد. یکی دیگر از راهکارهایی که باعث پیشرفت کار بهمن‌بیگی شد، دعوت از دولت‌مردان و اثرگذاران آن زمان برای سفر به آن مناطق بود؛ دعوت به ایل، پذیرایی گرم سنتی و ایلیاتی با همهٔ توش وتوان و سپس سواد و توانایی و استعداد نوشکفتهٔ بچه‌های ایل را به رخ کشیدن، به امید جذب حمایت مالی و قانونی دولت. در یکی از این برنامه ها، دکتر کریم فاطمی، مدیرکل آموزش و پرورش فارس، همراه جمعی از معاونان و مدیرکل‌های ستادی وزارت، از مدرسه‌های سیار دیدن کردند. نتیجهٔ دیدار آن شد که: وزارت موافقت کرد حقوق آموزگاران را بپردازد، فاطمی یکی از پشتیبانان این برنامه شد و از بهمن‌بیگی خواستند به استخدام آموزش و پرورش درآید و این کار را به طور رسمی ادامه دهد.

نهادی شدن آموزش در عشایر پس از ده سال با حمایت اصل چهار ترومن و پشتیبانی دکتر کریم فاطمی به ثمر رسید و طرح تعلیمات عشایر در هشت‌صد و نودمین نشست شورای عالی فرهنگ در تاریخ 10/10/1334 به تصویب رسید. از آن تاریخ آموزش عشایر توسعه یافت و پایدار شد و بر پایی مدرسه‌های عشایری به عشایر استان فارس محدود نشد و فرزندان عشایر از ایل‌های آذربایجان تا مرزهای شمال شرقی خراسان، از نعمت مدرسه و سواد برخوردار شدند.

بهمن‌بیگی دانشسرای تربیت معلم عشایری را بنیان‌گذاری کرد. اما کارشناسان آموزش و پرورش معتقد بودند که او در کار آموزش و پرورش صاحب‌نظر نیست و تدریس در دانشسرای تربیت معلم کار افراد متخصص و تحصیل‌کرده‌های دانشسرای عالی است. به این ترتیب، بهمن‌بیگی طی 26 سال سرپرستی آموزش عشایر را به عهده داشت.

 

دوران بازنشستگی محمد بهمن‌بیگی بیشتر به ثبت تجربه‌ها و خاطره‌ها و نظریه‌های او در زندگی و کار با عشایر و آموزش و پرورش گذشته است که حاصل آن چند کتاب در قالب داستان‌هایی گیرا و خواندنی است.

1.عرف و عادت در عشایر فارس، انتشارات بنگاه آذر، 1324 چاپ دوم انتشارات نوید شیراز 1381
2. بخارای من ایل من. انتشارات آگاه، 1368
3. اگر قره‌قاچ نبود. انتشارات باغ آدینه، 1377
4. به اجاقت قسم.

5. طلای شهامت . انتشارات نوید شیراز1387

علاوه بر این کتاب‌ها کتاب «نوشته‌هایی درباره محمد بهمن بیگی و آثار او» به کوشش اسماعیل احمدی، ابوالفتح امیری و کهزاد رنجبرنیز در سال 1384 از سوی  نشر ویژه نگارمنتشر شد.

بهمن بیگی روز 11 اردیبهشت  1389 بر اثر عفونت ریوی در 90 سالگی درگذشت.

/ 8 نظر / 5 بازدید
یوسفی

درود برتو ونمین سرفراز .بهمن بیگی همیشه می فرمود.اگرمحبت می خواهید بروید شمال .یابه من می فرمود .شما رفتید ایل شاهسون کارکردید.شهیدسیدکاظم اردبیلی وموسوی اردبیلی آمدند مدارس شمارا دیدند.واز مهدوی کنی برائت من راخواستند .اوهم به من حکم خدمت دادنه خیانت .به درستی با این اقدام شما که سرگذشت اورا دروب گذاشتید تاازاو تقدیر به عمل آید .به صحتی حرف بهمن بیگی رسیدم .(اوبی منت پل ازرودخانه های خروشان ایران گذشت .دره های خوفناک راپشت سرگذاشت .درهر غاری یا کومه ای یاسایه درختی یادردامنه ای . یک معلم عاشق خدمت بایک تخته سیاه ومقداری گچ سفید درآنجا مستقرکرد .آن جمعه وتاسوعا وعاشورا هم درس داد .زنگ وساعت نداشت .باطلوع آفتاب کلاس شروع میشد باغروب تمام .آنقدرتلاش کرد بیابانگردی کرد تاقلل کوه هارا بهم نزدیک کرد.وتخته سیاه شد تفنگ .گچ سفید شد فشنگ .(شباهت کلمات خدمت وخیانت وهم خانواده های آن ها((خادم وخائن))به زحمتم انداخته بود.برای برائت ازانبوه گناهانم درتلاش بودم .باسوادکردن عشایرزادگان محروم .گناه کم وکوچکی نبود)محمدبهمن بیگی

ایلگردره شوری

اولین کتابی که درباره بهمن بیگی نوشته شد .مدیرکل افسانه ای بود که امراله یوسفی شاگرد خلفش نوشت .او 5سال درایل شاهسون خدمت کرد که همه اورا به نیکی یاد میکنند .یوسفی کتابهای .آموزگار مهر وقصه آفتاب ودانشسرای عشایری ازطلوع تاغروب وسوادعصای پیریست رانیز درباره آموزش عشایر وبهمن بیگی بچاپ رسانده است .ضمنا اودرفیلم مستند الفبای معجزه گر بکارگردانی سیروس حسن پور کارگردان نام آشنای ایران نقش محمدبهمن بیگی را بازی کرده است که روز از شبکه 2سیما پخش خوهد شد.

بهره بر

بهمن بیگی پیوندی غرورآفرین میان مردم عشایر ایران زمین برقرار کرد. بهمن بیگی مرد بزرگی بود که نام خود و عشایر ایران را در حافظه تاریخی ایران زمین ثبت کرد. و آفرین بر شما که از بزرگان ایران قدردانی می کنید.

کره بیکل

درود خدابربهمن بیگی ودوستانش ومعلمانش وراهنمایانش.

آزاد

با سلام.خدا رحمت کند آقای بهمن بیگی .معلم است که انسان را از تاریکی بیرون میآورد.

مسعود ایمانی

در روزگاری که به مقوله فرهنگ کمتر از اقتصاد ورفاه طلبی بها داده می شود.تلاش غیرتمندانه ی سولماز پورنعمت را در این غربت پر رنج وغم می ستایم. وبرای ایشان در عرصه ی فرهنگ وادب آرزوی سرافرازی روز افزون دارم. یاد استاد بهمن بیگی گرامی و چراغ یادگار او در جامعه ی عشایری ایران پر فروغ تر باد.

آیین شایین

سلام گوزل بیر یازی چوخ ساغ اولون. اوخویوب فایدالاندیم.