محبت فروغی

دهستان هور(حور) واقع در ویلکیج جنوبی در 26 کیلومتری اردبیل ما بین استان‌های اردبیل و گیلان واقع شده و ییلاق‌های آن مشرف به دریای خزر، شالیزارها و جنگلهای گیلان، مناظر طبیعی آستارا، نمین و اردبیل می‌باشد.‌ این دهستان دارای تمدنی بیش از شش هزارساله‌ بوده‌ و از نظر باستانشناسی و میراث فرهنگی‌ در مد نظر محققین و مورخین بوده و می‌باشد. وجود مناطقی از قبیل شیر شیر ؛ قیز قلعه‌سی؛ دیو داغی و ... برای کارشناسان باستانشناسی بخصوص برادران دمورگان فرانسوی و هیئت باستانشناسی انگلیسی دارای اهمیت بوده و بارها در این منطقه به کاوش، حفاری و مطالعات باستانشناختی پرداخته و آثار کشف شده و سابقه تاریخی آنها را در کتابهای باستانشناسی خود آورده‌اند.

منبع: بولتن ائل بیلیمی -ویژه استان اردبیل


این دهستان قبل از معاهده ترکمانچای دارالمرز ایالت آستارا_ لنکران و اردبیل بوده‌ و پس از آن‌ جزو منطقه ویلکیج‌ و امروزه بزرگترین دهستان ویلکیج جنوبی است. اکثر خانوارهای اهل حور تا دوره رضاشاه پهلوی زندگی عشیره‌ای داشته و ییلاق و قشلاق می‌نمودند. بهار و تابستان را در حور ییلاق و پاییز و زمستان را در کناره‌های دریای خزر قشلاق می‌نمودند‌. امروزه این دهستان دارای 905 خانوار با 3340 نفر جمعیت است. با اینکه حور یک منطقه  همجوار با تالشان بوده ولی تا بحال فرهنگ، زبان و مذهب خود را بخوبی حفظ کرده است. مذهب اهالی شیعه و گویش آنها به زبان ترکی آذربایجانی می‌باشد. 

پوشاک بارزترین سمبول فرهنگی، مهمترین و مشخص‌ترین مظهر قومی و سریع الانتقال‌ترین نشانه فرهنگی است که به سرعت تحت تاثیر پدیده‌های فرهنگ‌پذیری در بین جوامع گوناگون انسانی قرار می‌گیرد، حتی عده‌ای را عقیده بر آن است که استیلای فرهنگی و سلطه‌پذیری در وهله اول از طریق انتقال پوشاک صورت می‌گیرد و حتی می‌توان با تغییر پوشاک یک جامعه، نوع معیشت و شیوه تولید آنها را نیز دچار دگرگونی نمود و تحولاتی در ساختار زندگی اجتماعی آن جامعه ایجاد کرد. دراینجا نگاهی اجمالی به پوشاک دهه پنجاه و قبل ازآن در دهستان حور داریم.

عرقچین: عرقچین زنان دهستان حور شبیه به کلاه تالشان بود با این تفاوت که در تولید کلاه تالشها از پشم گوسفند ولی در تولید عرقچین از پارچه معمولی استفاده می‌شد. عرقچینهای زنان جوان معمولا با نوارهای رنگی بصورت زیگزاگ تزئین می‌شدند و هر دو طرف تزئینات نخ‌کشی داشت.


یایلیق: روسری رنگی بزرگی است که به عنوان سرانداز استفاده می‌شود. گوشه‌ای از آن نصف صورت زنان را می‌پوشاند که این عمل به «یاشماق» نیز معروف است.

کلایاغی: روسری بزرگی است که اصطلاحا به آن شال یایلیق می‌گویند و در رنگهای مختلف‌ مورد استفاده قرار می‌گیرند. معمولا کلایاغی بصورت مربع بوده و مساحت آن تقریبا 225 سانتی متر مربع است (1.5*1.5) دور تا دور کلایاغی دارای ریشه‌های بزرگ بوده و این ریشه‌ها زیبائی خاصی به کلایاغی و پوشنده آن می‌دهد.

کؤینک: پیراهن بلندی است که تا روی قوزک می‌رسد و معمولاً نوع رنگین آن جهت پوشش دختران و زنان جوان و نوع تیره آن برای لباس پیرزنان مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای تهیه هر کؤینک تقریبا چهار متر پارچه مورد نیاز است.

جلیقه: جلیقه را از مخمل ساده و رنگهای گوناگون می دوختنند و بر روی پیراهن می پوشیدند. دهنه جیب و لبه‌های چاک و جلو و پایین جلیقه یراق‌دوزی می‌شد.

کت: کتهای زنانه بر دونوع بود الف):یَل ب): آرخالیق                                                                

الف):یَل: به منزله کت است که از روی جلیقه می‌پوشند. یل دختران، نوعروسان و زنان جوان دهستان حور از پارچه‌های مخمل الوانی تهیه می‌شد و دورتا دور آن را با سکه‌های نقره قدیمی و یا سکه‌های پول (رایج) حاشیه‌دوزی می‌کردند. طوری که به هنگام راه رفتن زنان، صدای آهنگینی شنیده می‌شد. جلوی یل مانند جلیقه باز و سر آستین و دهنه جیب و لبه‌های چاک جلو و پایین آن یراق دوزی می‌شد.

ب ): آرخالیق: زنان میانسال و پیر از کتهایی استفاده می‌کنند که اصطلاحا به آن آرخالیق می‌گویند. پارچه آن معمولی و بدون یراق و معمولاً در فصول سرد سال از آن استفاده می‌شود.

تومان (تنبان): معمولاً برای هر تنبان حداقل هشت متر پارچه مصرف می‌شود. برخی از زنان به ویژه زنان جوان و نوعروسان تا چهار تنبان بر روی هم می‌پوشند. تمام پارچه‌های مورد مصرف تنبان از پارچه‌های رنگین (عمدتاً رنگ‌های شاد) انتخاب می‌شود. قسمت تحتانی آن را به اندازه پنج سانتی متر با نوارهای رنگی حاشیه دوزی می‌کنند.

خِروُن:: همان کفش معمولی زنان است که پاشنه کوتاه دارد و تقریباً تمام قسمت‌های پا را می‌پوشاند. این کفش در بین زنان روستا به «خِرون باشماق» معروف است. لازم به ذکر است که قبل از خرون پاپوش زنان حور چاریق و گالوش بوده است.

تونوکه (تنکه): زنان در زیر شلوار خود، شلواری لیفه‌ای کوتاهی می‌پوشیدند که از پارچه‌های ساده‌ای مانند چیت دوخته می‌شد. این زیر شلوار را در دهستان حور تونوکه می‌نامند.

جوراب: معمولا این جورابها بصورت رنگی توسط خود زنان روستایی تولید میشد. در تولید آن از پشم گوسفند استفاده می‌شد.

مهمترین عوامل موثر در تغییر پوشاک زنان دهستان:

1- هزینه‌بری زیاد لباسهای سنتی.

2- فرهنگ‌پذیری از سایر جوامع بخصوص جوامع شهری.

3-تبلیغات غیرمستقیم تلویزیون و سینما و..... برخلاف رسانه‌های ملی کشورهایی مانند هندوستان که فرهنگ سنتی را شدیدا پاس می‌دارند.

4- مدارس دولتی از طریق وادار ساختن دانش آموزان دختر به استفاده از لباسهای یونیفورم.

5- تحرک و جابجائی آسان زنان با لباسهای نوع جدید.




:: برچسب‌ها:
ن : سولماز پورنعمت پیله رود
ت : ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩۱
نظرات ()
 
 

پیچک