سرخان قانع 

 دوستان میخواستم از گذشته نه چندان دور مطالبی بنویسم که وقتی بخوانید شاید به نظرتان خواب و رویا باشد و لیکن حقیقتی بود که به سادگی پشت سر گذاشتیم. با من همراه شوید تا چهـار، پنج دهــه به گذشته برگــردیم.

 یادتان هست زمانـی که روستا خودکفا، مستقل و به مصرف مصنوعات شهری آلوده نشده بود ( هنوز شهر، مادرش را معتاد نکرده بود ) لذا همه چیز رنگ و بوی روستایی داشت. روستای گرده یا نوشنق را بیاد آورید که روزی در ورودی آنان کاریز یا چشمه ای بود که آب معدنی خنک و زلال با صدای دلنشینی در آن روان بود و درختان کهنسالی چون بید و چنار دور آنرا احاطه و سایه خویش را با گشاده دستی به اطراف انداخته و ماوای هزاران پرنده بودند و یکی از درختان که بسیار کهنسال، تنومند، قطور و آثـار پیری در تنه آن نمایان بود، زنبورهای عسل در شکـاف آن لانــه انداخته و شهــد خالص آنان از تنه جاری می شــد که نصیب ما هم می گشت و آشیانه لک لک، قرقی،کلاغ و ...  نیز در آنها نمایان می شد و لانه لک لک در بالای درخت بید جلوه بسیار خاصی داشت، ماوایی بود بسیار آرام بخش که انسانی می توانست در آن بیارامد و نیز پرواز زیبا، آرام و روان آنها در آسمان روستا بدون اینکه بالی زده باشند، چقدر دیدنی بودند.




:: برچسب‌ها:
ن : سولماز
ت : ٢۳ شهریور ۱۳٩٤
نظرات ()

باز هم حوزه استحفاظی شهرستان نمین به رسمیت شناخته نشد .




:: برچسب‌ها:
ن : سولماز
ت : ۱ شهریور ۱۳٩٤
نظرات ()
 
 

پیچک